سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
78
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
مسروق به قدر نصاب بود كافى است در اينكه حكم به قطع دست سارقين شود زيرا در اين مورد صادق است بگوئيم نصاب از حرز سرقت شده و چون اين معنا از تمام سارقين صادر گرديده لاجرم قطع يد بر جملگى ايشان ثابت است . ولى اين قول از نظر ما ضيف و غير قابل اعتماد مىباشد . فرع سپس شارح ( ره ) فرع ديگرى به اين شرح عنوان مىفرماين : اگر دو نفر در هتك و ازاله حرزى باهم شركت داشته و آن را از بين بردند ، سپس يكى از آن دو مالرا تا نزديكى درب آورده و ديگرى دستش را به داخل آورده و مال را اخذ نموده و بيرون كشيد تنها دست دوّمى بايد بريده شود نه اوّلى زيرا در حقّ اوّلى صرفا هتك حرز صادقست نه سرقت بخلاف دوّمى كه هم حرز را هتك نموده و هم بسرقت دست زده است . و در صورتى كه اوّلى مال را از درون حرز بيرون آورد و بر زمين نهاد و دوّمى آن را بدوش گرفته و بدر برد حكم عكس مىشود يعنى تنها دست اوّلى را قطع نموده نه دوّمى را زيرا اوّلى مهتك و سارق محسوب شده و دوّمى سارق نيست . و اگر اوّلى مال را در وسط نقب يا درب حرز نهاد و دوّمى آن را برداشت و بدر ببرد پس در اينكه دست هردو را قطع بايد نمود يا قطع از هردو منتفى است دو احتمال وجود دارد : به نظر ما احتمال دوّم بهتر و پسنديدهتر مىباشد زيرا اخراج از حرز در حق هيچكدام صادق نمىباشد و وجه احتمال اوّل آنست كه :